❀◕ ‿ ◕❀نی نی ارشام و سارا❀◕ ‿ ◕❀

الیزا(✿◠‿◠) دوستون داریم نی نی کوشولوها(✿◠‿◠)ایلیا

‍پست ثابت وبلاگ!

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

 

روزام به سختی میگذشتن...تصمیم گرفتم یه روز شمار بزارم که روزام به راحتی و قشنگ سپزی بشن

و هیجی مثل تیکر بچه و تغییراتشون منو آروم نکرد

روز ٢٨ بهمن ١٣٩١ این تیکر و بقیه تیکر هارو درست کردم ...

 اینم تیکر واسه اوناست

 

 

 

 

 

:)زندگی ادامه داره

سلام....نمیدونم از کجا چطور و چه جوری بگم؟ اینجا با همه اعتماد و کلا حس روزایی که بود نوشته شد یه بار حذف شد و باز به وجود اومد اینجا نمیخوام از مقصر و یا خوب و بد این رابطه بگم...فقط خواستم بگم که مرررسی که انقدر کامنتای محبت آمیز داشتم ازتون با وجود گذشت چندین و چند ماه بازم سر زدین و نگران حالم شدین دوستای گلم... بخدا من خیلی درگیر کار شدم و انقدر تعداد کامنتا زیاد شده که نمیتونم حتی بدون جواب هم تاییدشون کنم ولی بدونید من خیلی خیلی خیلی بهتون نزدیکم نمیتونم توضیح بدم چطور ولی بدونید که من از عشق و علاقم به وبلاگ نویسی کم نکردم و نوشتن ادامه دادم همیشه نوشته های قشنگتون میخوندم و میخونم به هرحال هرکسی زندگی داره دیگه و یه جا ر...
31 شهريور 1392

خبر از خود

سلاااااام خووووووووووووبید؟ همچنان زنده هستم امسال کنکور نمیدم!!!!!!!!! بله بنا به دلایلی.... دیگه اینکه دارم میریم تهران واسه زندگی....فردا تولد مامانمه... و اینکه زندم مرسی که جویای احوالم هستین 580 نظر اومده من نمیدونم چیکار بکنم با اینا ....مرسی که انقدر لطف دارید تولد 19 سالگیم هم مبارک:) هفته دیگست 2تا خواهرمم دارن میرن سرکار فقط من تو خونم:) بای بای ...
20 خرداد 1392

بدون عنوان

اصلا دوس ندارم که بخوام شما سرکار بزارم و هی بیام بگم تموم بازم شروع رابطه ما همون بار اولی که گفتم تموم تموم شده بود و من فقط بازم با شروع این رابطه اشتباه کردم اما مرسی که به ما لطف داشتین و ممنونم از حمایتتون در برابر همه حرف و حدیثا! واسه همتون آرزوی خوشبختی میکنم...و امیدوارم که روزاتون طلایی باشه واقعا ازتون خواهش میکنم از جانب کسی اینجا حرف نزنید و به شخص خاصی بی احترامی نکنید در پناه حق سارا
2 ارديبهشت 1392

17

از اين به بعد پستا تو ادامه مطالبه  رمز دارشون نكردم دوستاي عزيزم   سلام به همه دوستاي عزيزم اميدوارم كه حالتون خوب خوب باشه اين روزا هم خوبن هم بد...من و ارشامم به دلايلي مجبوريم يه مدتي مثل قبل حرف نزنيم... نميدونم ولي از اينكه دارمش يه حس خاصي دارم يه حس خوب يه حس قشنگ...ديگه باهاش دعوا نميكنم چون ارزش نداره كه بخواييم روزاي قشنگمون خراب كنيم... ديروز رفتم موهامو مدل آلماني كوتاه كردم يعني ديگه اصلا مو ندارماااا!ديشب به ارشام ميگفتم شدم جوجو تيخيت!خوشحالم كه منو ارشام نبايد منتظر بعضي چيزا بمونيم...مثل سربازي!واقعا شده مصيبتي واسه اين جوونا...از دخترمون حرف ميزنيم البته اسمشو نميگيم الان...آخه شايد يهو تكراري...
6 اسفند 1391

16

سلام به همه دوستای عزیزمون خوبید؟امیدوارم که حال همگی خوب باشه ... و یه سلام مخصوص به عزیز خودم ارشام جونم ...این روزا خوبه یعنی بودن ارشام باعث خوب بودنش شده و از این بابت خوشحالم و خدارو به خاطر داشتنش شکر میکنم...          دیروز چهلم مهدی و مهران بود ... باورم نمیشه چهل روز گذشت...زن مهدی دیدم میگفت مهدی همیشه گریه میکرده میگفته من اگه بمیرم هیچی ندارم واسه شما بزارم...بمیرم که به چه چیزایی فکر میکردی...سنگ قبرتون ...انگار همه این اتفاقا مثل فیلم از جلو چشمام رد میشدن...از روزی که تو پالایشگاه سوختین تا امروز...کسی نای گریه نداشت همه داغون و ناراحت...مهدی؟پسرتو دیدم...آرش...اون چشمای س...
6 اسفند 1391

4

سلام نی نی عزیزم خوبی فدات بشم؟وای ببخش که انقدر دیر اومدم واقعا گرفتارم همش مدرسه هستم البته این خوبه چون روزا خیلی زود میگذرن و من کمتر حس مسکنم که از بابا فاصله دارم عشقم...   عزیز مامان!نمیدونم از کجا برات بگم از چی بگم ولی عشق من!بدون که با تمام وجودم میخوامت با ذره ذره وجودم...خیلی دوست دارم بابات میدونه تو این مدت منو بابا تصمیمای زیادی گرفتیم و مهم ترینش این بود که بابات میاد شیراز واسه زندگیمون و این بهترین تصمیم بود...بابایی رفت تهران و کاراشو جور کرد و خدارو 1000مرتبه شکر که الان سرکار ساعت 9 میاد خونه باهاش تلفنی صحبت کردم...   راستش از بعضی از مادرا خیلی ناراحتم ...نمیدونم هدفشون از کاراشون چیه همه شما...
6 اسفند 1391

3

    سلااااام نی نی کوشولوم...خوبی عشق نانازی مامان؟ای که قربونت بشم من؟امروزم مثل بقیه روزا بود من رفتم مدرسه بابایی هم که خونه بود.عزیزکم کار بابا ارشامیت درست شد!!!!هوووورااااا دعاهای تو نی نی جواب دادا...به بابا امروز گفتم اگه بگم جدا بشیم چیکار میکنی؟قربونش برم کلی ترسیده بود ... برام خیلی عزیزه خیلی دوسش دارم...اصلا باهام بحث نمیکنه اگرم من دعوا میکنم حرمت منو داره و بهم احترام میزاره...اینارو اینجا نمیگم چون میخونه میخوام اگه یه روز مامانیت نبود بدونی چه قدر باباییتو دوست دارم و باید همیشه بهش احترام بزاری     عزیزم واسه اومدنت کلی برنامه داریم کلی کلاس دیروز با بابات درباره کارایی که واسه تو انجام م...
6 اسفند 1391

1

سلا ا ا ا ا م       سلا ا ا ا ا م   سلام نی نی جونم خوبی مامان فدات بشه؟   یادته چه قدر تو پستام از ناراحتیام میگفتم؟الان دارم گریه میکنم نمیدونم چرا؟قربونت برم پیش خدا راحتی؟گلک من کار بابات درست شده ایشالله هفته دیگه میره تهران برای خرید وسایلی که واسه کارش لازمه و خونه هم که تا آخر تابستون جور میشه میبینی عشقم چه جوری داره کارامون دونه دونه انجام میشه؟من و بابات دیگه از هم عمرا جدا بشیم اون یه بار واسه همه عمرمون بس بود.صبح بابات واسه نماز بیدار شده بود و بهم اس داده بود انقدر ذوق کردم وقتی خوندمش.       من هی بحث میکنم حرفای نا امیدکننده میزنم ولی بابایی میگه ...
6 اسفند 1391

2

    سلام عشق کوچولوی من خوبی عزیزم؟امروز واقعا روز بدی بود ...صبح رفتم مدرسه و انقدر دلتنگ باباییت بودم که حد نداشت با خودم میگفتم تا برم بهم اس داده و گفته خسته نباشی همسری ! ساعت ٢رسیدم خونه ولی دریغ از یه اس...سریع جبهه گرفتم که باهاش بحث کنم و بعد ١٥دقیقه اس دادم خسته نباشم ولی جواب نداد وای که دیگه داشتم عصبی میشدم سریع بهش زنگ زدم خاموش بود یه بار دوبار ولی جواب نداد که نداد.خلاصه عزیزم بهش زنگ زدم ولی خاموش بود گوشیش وای که دیگه بدتر ناراحت شدم... خلاصه نی نی جونم مجبور شدم به مامان آرزو اس بدم که گفت عزیزم ارشام حالش بد و بردیمش بیمارستان!وای که بگذریم  من چه حالی داشتم و مردم فقط فقط گریه میکردم و واقعا...
6 اسفند 1391

30.تولد علی عزیزم...

سلااااام مامانی فداتون بشم  یه سلام خوب پر انرژی به همه ی دوستای عزیزم یه سلام مخصوص به علی عزیزم که بی نهایت دوسش دارم  این پست فقط گذاشتم واسه علی عزیزم ...روزی که مامان خوبش سارا جون وارد نی نی وبلاگ شد باهم دوست شدیم و فکر میکنم اولین کسی بودم که پست اول وبلاگشون خوندم...و افتخار میکنم به وجودشون و امیدوارم همیشه شادی سهم زندگی قشنگشون باشه  واقعا خسته نباشید میگم به سارای عزیزم و پدر خوب علی جون که سهم زیادی در تربیت خوبش داشتن یه تشکر ویژه از بابای علی جون که میدونم چقدر این پسر دوست داشتنی دوست دارن و واسش بهترینارو فراهم میکنن  یه تشکر ویژه از دوست خوبم سارا جون که میدونم چقدر واسه تربیت...
4 اسفند 1391